مرمت خانه‌­ی تاریخی رضا قلی‌نژاد

معماری معاصر ایران: مرمت بافت‌های تاریخی

_______________________________________

نام پروژه-عملکرد: مرمت خانه‌­ی تاریخی رضا قلی‌نژاد
معمار و مجری: علی نیک سرشت
طراحی و معماری داخلی:
 سعیده احمدی، ناهید حیدریطراح مرمت: صدف نامور
سرمایه­‌گذار و بهره‌­بردار:
 هادی یمینی
تاریخ شروع / تاریخ پایان مرمت:
 ۱۵ آذر ماه ۹۷ / ۲۳ آذر ماه ۹۸
عکاس و مستندساز پروژه: محمدرضا اکبری

خانه‌­ی تاریخی رضا قلی‌نژاد
بررسی اصول علمی مرمت و حفاظت در راستای قوانین و منشورهای بین‌المللی
مرمت:
بر­اساس ماده­‌ی ۹ منشور ونیز: مرمت عبارت از روندی است که باید ویژگی استثنایی خود را حفظ کند. هدف مرمت عبارت است از نگه‌داشت و بیش جلوه‌دادن ارزش‌های شکلی و تاریخی یک اثر و این بر­اساس احترام به ماهیت کهن و احترام به مستندات اصیل و معتبر پایه‌ریزی می‌شود. مرمت باید در آن موقعی متوقف شود که این فرضیه آغاز می‌شود: در سطح بازسازی‌ای که، به استناد مقرون به صلاح بودن در شرایطی ویژه صورت می‌گیرد، هر ­گونه کار معطوف به تکمیل بنا، که بنابر دلایل زیبایی شناختی و فنی الزامی دانسته می‌شود، باید، از طریق طراحی معماری متمایز و مشخص شود و باید علامتی از دوران ما را دربرگیرد. مرمت همیشه بعد از انجام بررسی‌های باستان‌شناختی و تاریخی یک اثر و با بهره‌وری از آنها در طول کار صورت خواهد پذیرفت (فلامکی ۱۳۹۱, ۳۰۶). یوکیلتو مرمت را اینگونه تعریف کرده است: در واقع مرمت به عملیات تخصصی که مرکب از به رسمیت شناختن منبع میراثی، خود ویژگی، شخصیت و اهمیتش به هدف انتقال آن به آیندگان اطلاق می‌شود (یوکیلتو ۱۳۸۷, ۳۴۸). بند دوم قطعنامه‌ی آتن انجام یک مرمت، در پی فرسودگی‌ها یا تخریب‌هایی را الزامی می‌داند که اثر تاریخی و هنری گذشته مورد احترام قرار گیرد بدون اینکه سبک مربوط به هر یک از دوره‌های تاریخی آن مخدوش شود. کنفرانس توصیه می‌کند که، تا آنجا که میسر باشد، بناهای تاریخی یا یادمان‌ها کارا شوند، امری که استمرار زندگانی آن را تعیین می‌کند؛ مشروط بر اینکه سرنوشت مدونی که برای آنها در نظر گرفته شده است به گونه‌ای باشد که به ویژگی تاریخی و هنری اثر احترام گذارده شود (فلامکی ۱۳۹۱, ۳۰۰).

ماده­‌ی ۵ منشور ونیز عنوان می‌کند: حفاظت از یادمان‌ها همیشه به دلیل استفاده از کاربری‌های مفید آنها برای جامعه مورد حمایت قرار گرفته است: سرنوشت کاربردی‌ای چنین، همیشه مورد آرزوست اما نباید بر چگونگی‌های توزیعی مکان‌های تشکیل‌دهنده و بر سیمای کالبدی یا ریخت عمومی بنا خدشه وارد کند؛ بنابراین متناسب سازه‌هایی که با ادعای پاسخ‌گویی به نیازهای جدید به آداب و سنت‌ها صورت می‌گیرند، می‌بایست در محدوده‌هایی چنان که گفته شد دیده شوند (فلامکی ۱۳۹۱, ۳۰۵). استحکام‌بخشی و توان‌بخشی از جمله اقدامات مرمتی است که می‌تواند توسط آن شاهد افزایش امنیت، قدرت و استحکام فضا، مجموعه و یا بنا بود، و از طریق تزریق فعالیت جدید در فضا سبب تجدید حیات گردد (حبیبی و مقصودی ۱۳۸۴, ۱۹).

همچنین براساس ماده‌­ی ۱۰ منشور ونیز، هنگامی که فنون سنتی نامناسب بودن خود را بنمایانند، استحکام بخشیدن به یک بنای تاریخی می‌تواند از طریق کمک گرفتن از تمامی مدرن‌ترین وسایل ساختاری و مرمتی تضمین شود؛ کارایی و مؤثر بودن وسایل پیش‌گفته می‌بایست قبلا با داده‌های علمی نشان داده شوند و نیز تجربه، این خواسته‌ها را تضمین کند (فلامکی ۱۳۹۱, ۳۰۷).

در ماده‌­ی ۱۳ منشور ونیز، بخش‌های الحاقی به بناهای کهن مورد پذیرش واقع نمی‌شوند مگر آنکه به تمامی بخش‌های ارزشمند و جذاب ساختمان احترام گذارده باشند؛ و همچنین با حفظ حرمت مجتمع ساختمانی کهن به محیط سنتی آن و به پیوندهای آن با محیط اطراف‌اش (فلامکی ۱۳۹۱, ۳۰۷). و در ماده‌­ی ۱۲ آن، گفته شده است، عناصری که برای تعویض با بخش‌های مفقود شده در نظر گرفته می‌شوند باید به شکلی برخوردار از هماهنگی با مجموعه باشند و در هر حال باید نسبت به بخش‌ها و عناصر اصلی متمایز باشند؛ به این قصد که مرمت اثر، آنرا به شکلی کاذب در نیاورد و هم موجودیت زیبایی‌شناختی و هم موجودیت تاریخی بنا، مورد احترام قرار گیرند (فلامکی ۱۳۹۱, ۳۰۷).

براساس ماده‌­ی ۱۶ منشور ونیز، کارهای حفاظت، مرمت و کاوش باستان‌شناختی همیشه باید با فعالیت‌های اسنادی دقیق همراه باشند و نیز همراه با گزارش‌های تحلیلی و انتقادی‌ای که به وسیله‌ی ترسیم‌ها و عکس‌هایی کامل می‌شوند. تمامی مراحل کارهای آزادسازی، استحکام‌بخشیدن به بنا، ترکیب دوباره و ادغام بخش‌های متفاوت، همانند عناصر فنی و صوری‌ای که در طول جریان کارها تشخیص هویت شده‌اند، در گزارش‌ها ملحوظ می‌گردند. مجموعه کارهای مربوط به مستندسازی در بایگانی‌های همگانی سپرده می‌شود و در اختیار پژوهشگران و بررسی‌کنندگان قرار خواهد گرفت (فلامکی ۱۳۹۱, ۳۰۹). و همچنین در ماده‌­ی ۸ عنوان شده است که، عناصری مانند مجسمه‌ها، نقاشی‌ها یا تزئیناتی که بخش مکمل یک بنای تاریخی به شمار می‌آیند نمی‌توانند از پیکره‌ی آن جدا شوند، مگر اینکه، تنها شیوه‌ی مناسب در تضمین حفاظت و مرمت آنها دانسته شود (فلامکی ۱۳۹۱, ۳۰۶).

بازسازی
ساختمان‌ها و بناهای تاریخی، سازه‌هایی هستند که به سبب سبک خاص معماری، ماندگاری و قدمت قابل توجه و یا وقوع وقایع خاص تاریخی، اجتماعی، سیاسی یا فرهنگی، بسیار ارزشمند تلقی می‌شوند و در حقیقت همین ارزش‌هاست که ما را به سمت حفاظت از آنها سوق می‌دهد. اساسا حفاظت در تعریف کلی شامل کنش‌هایی است که برای پیشگیری از فرسایش انجام می‌گیرد و همچنین در خلال این هدف دربردارنده مدیریت تغییرات و عرضه اثر به گونه‌ایست که پیام‌های آن بدون تحریف قابل فهم باشد.
آنچه همیشه بنای تاریخی را تهدید می‌کند عدم حفاظت درست است که گاها بنای تاریخی با خطر متروکه شدن یا تخریب مواجه می‌سازد که مرمتگران را با این پرسش درگیر می‌کند که آیا بازسازی اقدامی مجاز است؟! یا در بازسازی بخشی از بنای تخریب شده چه اصولی باید رعایت گردد، در این میان در منشورها و از نگاه متفکران و نظریه­پردازان مرمت، رویکردهای متفاوتی به بازسازی بخش تخریب شده وجود دارد که نگارنده در این بخش به طور مختصر به این موارد اشاره می‌کند.
در ابتدا به منظور شناخت بازسازی معنی کلمه را در لغت­‌نامه بررسی می‌کنیم. باز به معنی (دوباره و یا همان) و سازی به معنای ساختن و ترکیب آن دو کلمه، یعنی ساختن به همان حالت و عملکرد اولیه. در بازسازی ساختمان‌ها و بناهای تاریخی سعی بر آن است مرمتگران در حد کمال امانت‌داری نموده و عمل بازسازی را انجام دهند. در بازسازی ممکن است دخل و تصرفات جزئی در مصرف نوع مصالح مصرفی انجام گیرد. همچنین در فرایند بازسازی به­ دلیل وارد شدن خسارات و یا تخریب بسیار و یا کم ممکن است نتوان از نظر فیزیکی بنا به اصل بنا رسید زیرا دست یافتن به آن نیاز به شناخت مسائل مختلف همچون جامعه‌­شناسی، مردم‌­شناسی، شیوه‌­ی زندگی، کار روزمره و فرهنگ جاری در محیط در زمان ساخت اثر دارد که بدون مطالعه و بررسی این موارد بازسازی مفهومی ندارد.
در میان نظریه‌­پردازان مرمت، ویوله لودوک فرانسوی به عنوان یکی از فعال‌ترین مرمت‌کنندگان آثار تاریخی در جهان شناخته شده است. وی در کار مرمت به سبک­‌شناسی یعنی یافتن روح و خصوصیات اثر هنری معتقد بود. از نظر وی در انجام هرگونه کار مرمتی، مرمت‌­کننده باید خود را در نقش سازنده‌ی اصلی تصور کرده و با توجه به سبک و امکانات فنی دوره اثر آنرا تکمیل نماید. همچنین در صورت تخریب بخشی از بنا به هر علت و یا ناقص ماندن بخشی از آن در زمان ساخت، مرمت کننده باید بنا را به صورت اصلی و آنچه می‌بایست باشد تکمیل نماید.
جان راسکین را باید بدون هیچ شک و تردیدی یکی از بزرگترین و تاثیرگذارترین منتقدین و صاحب نظران در حوزه‌­ی مرمت قرن نوزدهم دانست. اعتقاد راسکین بر این است که هر پدیده‌ای در جهان برخوردار از دوران تولد، نوجوانی، جوانی، میانسالی، کهنسالی، پیری و مرگ است که امری است طبیعی و غیر قابل انکار. مرمت نیز امری آیینی و بطئی است که باید به آرامی و در طول عمر اثر صورت پذیرد تا ورود به دوران کهنسالی را به تعویق بیاندازد. در صورتی که بنا یا بافتی به دوران کهنسالی یا پیری رسیده باشد باید اجازه داد تا به آرامی آخرین نفس‌هایش را بکشد. راسکین معتقد بود بناهای یادواره‌ای گذشته، تنها متعلق به نسل حاضر نیستند، بلکه به گذشتگان و آیندگان نیز تعلق دارند. بنابراین نسل حاضر باید به گونه‌ای در بناهای یادواره‌ای گذشته دخالت کنند که در صورت نامطلوب بودن آن، آیندگان بتوانند آنرا با شرایط زمانی خود تطبیق دهند. هر نسل درباره‌­ی سهم خود، حق اظهار نظر دارد. بر مبنای این نظریات چنین نتیجه­‌گیری می‌شود که راسکین مخالف هرگونه دخالتی در بناهای تاریخی بوده است.
لوکا بلترامی یکی از پایه­‌گذاران تفکر مرمتی است. نظریات او را شاید بتوان ترکیبی از نظریات راسکین و لودوک دانست. بازگشت به گذشته و برگرداندن شکل بنا به صورت اولیه‌اش هدفی است که می‌توان لودوک را در کنار آن گذارد. روش مرمتی پیشنهاد شده از سوی بلترامی تحت نام «مرمت تاریخی» روشی است که به استناد مدارک و شواهد تاریخی، به منظور برگشت دادن شکل بنا به صورت اولیه‌­ی آن، خواه بعد از خراب شدن و فرو ریختن بناها در اثر جنگ یا زلزله، خواه پس از گذشت زمان و تاثیرهای ناشی از فرسودگی بنا یا بافت، مبدا بررسی و شرط اتخاذ هر تصمیم به شمار می‌آید و شکل‌گیری مجدد بنا نیز، دقیقا با پیروی از نقشه‌های بدست آمده، یعنی برابر با شکل و ترکیب اولیه‌­ی بنا خواهد بود.
کامیلو بوییتو به عنوان شخصیتی فرهنگی و اجتماعی است که در نوشته‌هایش علاقه‌­ی فراوانی به بناهای کهن به منزله‌­ی یک سند تاریخی دیده می‌شود و حیات بخشیدن روح دوباره دادن و باز گرداندن فعالیت به بنای تاریخی هسته­‌ی اصلی سخن اوست. گنگره ۱۹۳۱ آتن درباره‌­ی مرمت، منعکس کننده‌­ی بسیاری از افکار بوییتو است. از مهم‌ترین نظریه‌های وی می‌توان به فرق گذاشتن بین سبک قدیم و (موجود و بکار رفته در بنا) و سبک تازه‌ای که در لحظه­‌ی باز­زنده‌­سازی یک بنا بکار می‌رود. فرق گذاشتن بین مصالح ساختمانی جدید ومصالح ساختمانی که در گذشته بکار می‌رود. بکار نبردن کنج‌ها، زاویه‌ها و سطوح تزیینی در بخش‌های تازه سازه-بناهای موضوع مرمت اشاره نمود.
جوانونی معتقد بود که می‌توانیم در کنار معماری باستانی، ساختمانی بسازیم و یا قسمتی از یک ساختمان که ویران و نابود شده است، تکمیل کنیم، منتهی باید سبک و استایل آن بنای باستانی را اخذ کرده و بعد آن را به صورت هر چه ساده‌تر، خلاصه کنیم. بنا باید از تزئینات عاری باشد و تمام اجزای آن به نحو شماتیک و خلاصه باشد. ما باید یک بنای نوتر یعنی خنثی و بی‌تفاوت بسازیم.
شناخت اندیشه‌های چزاره برندی در زمینه‌­ی مرمت به عنوان یکی از مهم‌ترین نظریه­‌پردازان تئوری حفاظت مدرن بسیار اهمیت دارد. وی مرمت را به عنوان وحدت بخشیدن و تمامی دیدن اثر هنری می‌بیند و می‌گوید: دخالت مرمتی بایستی قابل برگشت هم باشد. در موارد زیر عقاید ایشان خلاصه می‌شود:
۱٫اثبات و شناسایی یک اثر هنری توسط یک بحث انتقادی
۲٫دوباره‌­سازی و دوخت‌­ودوز قسمت کسر اثر هنری
۳٫دخالت به عنوان مرمت روی ماده‌­ی اثر هنری انجام می‌­شود چه جهت نجات اثر هنری و چه به عنوان خود جسم اثر هنری.

در دومین کنگره‌ی بین‌المللی معماران و کاردانان فنی یادمان‌های تاریخی که از تاریخ بیست و پنجم تا سی و یکم ماه مه سال ۱۹۶۴ در ونیز گرد هم آمدند منشور ونیز به تصویب رسید در ماده‌­ی ۱۲ این منشور آمده، اجزای جایگزین جدید که به جای بخش‌های مفقود بکار می‌روند باید به‌ صورتی هماهنگ با کل بنا ادغام شوند، و درعین حال از بخش‌های اصلی قابل تشخیص باشند به صورتی که انجام مرمت، مستندات هنری یا تاریخی را مخدوش یا تحریف نکرده‌ باشد. همچنین در ماده­‌ی ۱۳ این منشور بیان شده است که افزودن بخش‌های جدید به بنا نباید مجاز شمرده‌ شود، مگر در موارد استثنایی و تا حدی که بخش‌های گیرای بنا، جایگاه قرارگیری سنتی آن، توازن موجود در ترکیب آن و رابطه‌­ی بنا با محیط اطرافش را بی‌مقدار نکند.

قبل از مرمت

مدارک فنی

منبع : @aoapedia.ir

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *